السيد الخميني

رسالهء نجاة العباد 179

رساله نجاة العباد و حاشيه بر رساله ارث ملا هاشم خراسانى ( فارسى ) ( موسوعة الإمام الخميني 28 )

احتياط واجب ، و همين‌طور اگر سابقه‌اش معلوم نباشد . مسأله 8 - كسى كه بايد زكات بدهد ، اگر از فقيرى طلبكار باشد مىتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند . مسأله 9 - چيزى را كه انسان بابت زكات به فقير مىدهد ، لازم نيست كه به او بگويد زكات است ، بلكه اگر فقير خجالت بكشد مستحب است به عنوان پيشكش بدهد ، لكن به طورى كه مستلزم دروغ نشود ، ولى بايد قصد زكات نمايد . مسأله 10 - اگر به خيال اين كه كسى فقير است به او زكات بدهد بعد بفهمد فقير نبوده ، يا از روى ندانستن مسأله به كسى كه مىداند فقير نيست زكات بدهد ، چنانچه چيزى را كه به او داده باقى باشد ، بايد از او بگيرد و به مستحق بدهد ، و اگر از بين رفته باشد ، پس اگر كسى كه آن چيز را گرفته مىدانسته زكات است انسان بايد عوض آن را از او بگيرد و به مستحق بدهد و اگر نمىدانسته زكات است ، نمىتواند چيزى از او بگيرد و بايد از مال خودش زكات را به مستحق بدهد . و در هر صورت مىتواند زكات را از مال خودش بدهد و از كسى كه به او داده پس نگيرد . مسأله 11 - كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد ، اگرچه مخارج سالش را داشته باشد مىتواند براى دادن قرض خود زكات بگيرد ، ولى بايد مالى را كه قرض كرده در معصيت صرف ننموده باشد . مسأله 12 - كسى كه بدهكار است و نمىتواند بدهى خود را بدهد اگرچه قوت سنهء خود را داشته باشد ، انسان مىتواند طلبى را كه از او دارد بابت زكات حساب كند . مسأله 13 - مسافرى كه خرجى او تمام شده يا مركبش از كار افتاده ، چنانچه سفر او سفر معصيت نباشد و نتواند با قرض كردن يا فروختن چيزى خود را به مقصد برساند ، اگرچه در وطن خود فقير نباشد مىتواند زكات بگيرد ، ولى اگر بتواند در جاى ديگر با